EN
نقشه سایت
پست الکترونیک
۱۳۹۷ جمعه ۲۶ مرداد
بيانات مقام معظم رهبري در دانشگاه فرهنگيان
بيانات مقام معظم رهبري در دانشگاه فرهنگيان رئيس‌جمهور آمريكا حرفهايي زد، حرفهاي سخيف و سبُكي زد؛ شايد بيش از ده دروغ در حرفهاي او بود؛ هم حرف زد [درباره‌ي] مسئله‌ي خروجشان از برجام، هم ملّت ايران را و نظام جمهوري اسلامي را تهديد كرد: «چنين ميكنيم، چنين ميكنيم، چنين ميكنيم»، كه بنده از طرف ملّت ايران عرض ميكنم: آقاي ترامپ! شما غلط ميكنيد.

 
 
به گزارش روابط عمومي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري و به نقل از سايت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي ) ؛ حضرت آيت الله خامنه اي به مناسبت هفته معلم در دانشگاه فرهنگيان به ايراد سخن پرداختند كه به شرح ذيل مي باشد .
 
 
 
 
 
 
 
 
بسم الله الرّحمن الرّحيم
و الحمدلله ‌ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‌القاسم المصطفي محمّد و علي آله الطّيّبين الطّاهرين المعصومين سيّما بقيّةالله في الارضين.
 
 

 عزيزان من! ديدار امروز، براي من يكي از شيرين‌ترين ديدارها است؛ اوّلاً به‌خاطر اينكه ديدار با جامعه‌ي عظيم‌الشّأن معلّم است؛ هم معلّمين اينجا حضور دارند و هم دانشجومعلّمان -يعني معلّمان فردا و آينده‌ي اين كشور- و هم اينجا جايگاهي از جايگاه‌هاي تربيت قشر عظيم‌الشّأن معلّم است. ما هر سال ديدار با معلّمين را داريم؛ براي من آن ديدار همواره مغتنم است؛ آن ديدار، نمادين است و براي احترام به معلّم و تكريم به معلّم است؛ [امّا] امسال آن ديدار با معلّمين را -كه در حسينيّه [امام خميني (ره)] انجام ميگرفت- تبديل كرديم به اين ديدار كه به‌صورت مضاعف نمادين باشد: هم تكريم معلّم، هم تكريم دانشگاه معلّم‌پرور. قبل از اينكه من عرايضم را شروع كنم، اشاره كنم به بيانات خواهر عزيزمان و برادران عزيزي كه صحبت كردند؛ مطالبي كه گفته شد، مطالب خوبي بود؛ مورد تأييد ما است؛ بعضي از آنها را يادداشت كردم. خواهش ميكنم آنچه را گفتند بنويسند، مشخّص كنند، بدهند به ما و تا آنجايي كه امكان داشته باشد، ان‌شاء‌الله تعقيب خواهد شد؛ مطالب صحيح و سنجيده‌اي بيان شد.

خب امام (رضوان‌الله‌عليه) فرمودند «معلّمي شغل انبيا است»؛(2) اين فقط يك شعار دل‌خوش‌كن نيست؛ اين يك حقيقت قرآني است: وَ يُعَـلِّمُهُمُ الكِتابَ وَ الحِكمَة؛(3) از جمله‌ي خصوصيّات پيامبران، تعليم است. يعني شما داريد راهي را حركت ميكنيد كه برترين انسانهاي تاريخ بشريّت، آن راه را رفته‌اند و براي آن مقصود و براي آن پيمايش، مبعوث شده‌اند؛ يعني پيغمبران. تأثير بي‌نظير، نقش بي‌نظير تعليم و تربيت عمومي در پيشرفت كشور، در سعادت كشور يك مسئله‌ي فوق‌العاده مهمّي است. به نظر ما اين جزو واضحات است، جزو بديهيّات است -اگرچه بعضي متأسّفانه اين امر بديهي را درست درك نميكنند- كه آموزش و پرورش و تعليم و تربيت عمومي، زيرساخت اصليِ سعادت يك ملّت و پيشرفت يك كشور و در جمهوري اسلامي، حركت به سمت آرمانها است.

 وظيفه‌ي مهمّ همه‌ي ما -چه اين حقير، چه مسئولين دولتي، چه مديريّتهاي متوالي در بخشهاي مختلف- اين است كه منزلت معلّم را در جامعه معرّفي كنيم؛ اين كار نشده؛ منزلت معلّم، جايگاه معلّم، آن‌جوري كه اين حقير به آن اعتقاد دارم و آن را حس ميكنم و لمس ميكنم، در جامعه جا نيفتاده. مسئله‌ي معيشت البتّه مهم است -شكّي نيست- امّا مسئله‌ي منزلت معلّم، اگر از مسئله‌ي معيشت مهم‌تر نباشد، قطعاً كمتر نيست. اين [منزلت] فقط با گفتن هم حاصل نميشود؛ حالا [اگر] بنده بگويم «معلّمي يك چنين مقام والايي است يا مقام انبيا است»، اين ذهنيّت عمومي را در كشور شكل نميدهد؛ با صِرف گفتن انجام نميگيرد، [بلكه] كار لازم دارد. بايد جا بيفتد در ذهن جامعه كه معلّم يك مرجع است، معلّم يك شخصيّت والا است، معلّمي يك كار مقدّس است؛ اين را با كار هنري، با نوشتن كتاب، با ساختن فيلم، با ساختن شعر، با انواع و اقسام شيوه‌هاي تأثيرگذاري، بايستي برنامه‌ريزي كرد و انجام داد؛ تا حالا اين كارها نشده است. يكي از كارهاي اساسي‌اي كه بايد هم در خودِ محيطِ آموزش و پرورش، هم در محيط‌هاي مربوط ديگر -در محيط‌هاي فرهنگي، در صداوسيما و جاهاي ديگر- حتماً دنبال بشود، اين مسئله است؛ يعني معلوم بشود كه معلّمي چه جايگاهي دارد و تكريم معلّم تحقّق پيدا كند؛ در كتاب درسي بايد بيايد، در داستان بايد بيايد، در رمان‌نويسي بايد بيايد.

 خب، عرايضي كه من امروز با شما دارم، در دو سه بخش است كه چون وقتِ جلسه طولاني شده، سعي ميكنم خيلي طولاني نشود: يكي درباره‌ي مسئله‌ي تعليم و تربيت، يكي در مورد مسائل مربوط به دانشگاه فرهنگيان و مسئله‌ي تربيت معلّم، و يك چند جمله‌اي هم راجع به اين قضاياي جاري بين‌المللي ما كه مورد ابتلاء است و وزير محترم در اوّل صحبتشان به آن اشاره كردند.

 آنچه در مورد تعليم ‌و ‌تربيت ميخواهيم عرض بكنيم اين است كه جهت‌گيري تعليم و تربيت كشور بايد به ‌سمت برخورداري از عدالت باشد؛ يعني آموزش و پرورشِ ما، تعليم و تربيتِ ما، عدالت‌پرور تربيت كند، عدالت‌خواه تربيت كند، عدالت‌ساز تربيت كند؛ چون عدالت، آن ارزش والايي است كه از اوّلِ تاريخِ بشر تا امروز، همواره مورد نظر آحاد بشر بوده است. ارزشها به‌مرورزمان و به‌‌‌‌تحوّل‌نسلها تغيير پيدا ميكنند، [امّا] بعضي از ارزشها از اوّل تا آخر ثابتند؛ از جمله، ارزش عدالت است. شما ملاحظه كنيد؛ ادياني كه معتقد به مهدويّتند -كه تقريباً همه‌ي اديان الهي معتقد به مهدويّتند- اينها معتقدند كه منجي بيايد، دنيا را پُر از عدل و داد كند؛ نگفتند پُر از دين كند، [بلكه] پُر از عدل و داد كند؛ اين اهمّيّت عدل و داد را نشان ميدهد. البتّه عدالت هم جز در سايه‌ي دين حاصل نخواهد شد؛ اين به جاي خود محفوظ، امّا مسئله‌ي عدل و داد خيلي مهم است. آموزش و پرورش ما بايد جهت‌گيريِ اين‌جوري داشته باشد. اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) در نهج‌البلاغه ميفرمايد: وَ مَا اَخَذَ اللهُ‌ عَلَى العُلَماءِ اَلّا يُقارّوا عَلىٰ كِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظلوم؛(4) وظيفه‌ي عالمان را بيان ميكند كه بر گرسنگيِ گرسنگان و شكم‌بارگيِ دارندگان، صبر نكند. تحمّل نكند. يعني عدالت.

 آموزش و پرورش و تعليم و تربيت عمومي كشور هدفهايي دارد، دنبال هدفهايي ميگردد، اين هدفها چيست؟ اين هدفها عيناً همان هدفهاي نظام اسلامي است؛ اين [اهداف] بايد در آموزش و پرورش وجود داشته باشد؛ مورد توجّه باشد. ما دانشجو، دانش‌آموز، محصّل، تربيت ميكنيم با يك هدفي، به سمت يك آرماني؛ اين هدف عبارت است از همان هدفي كه نظام اسلامي براي آن به‌ وجود آمد. نظام اسلامي، جهان و جامعه‌اي را ميخواهد بسازد پيشرو، با ارزشهاي متعالي، متديّن، پايبند به شرايع الهي، با گستره‌ي بي‌انتهاي افق ديد. نگاه انساني كه در جامعه‌ي اسلامي و نظام اسلامي زندگي ميكند، براي آينده هيچ محدوديّتي ندارد، در هيچ جهتي؛ نه‌فقط در جهات معنوي، [بلكه] در جهات مادّي و در جهات علمي، هيچ محدوديّتي وجود ندارد؛ افق ديد، بسيار جلوتر و پيشتر و فراتر از آن چيزي است كه بلندهمّتان عالم، مثلاً فرض كنيد كه براي مسائل علمي قائلند؛ در جامعه‌ي اسلامي، افقِ ديد خيلي گستره‌ي بيشتري دارد.

 دانش‌آموز بايد در طول اين دوازده سال، جايگاه خود را در اين كاروان عظيمي كه به سمت پيشرفت در جامعه‌ي اسلامي حركت ميكند، پيدا كند؛ بايد بداند كه در اين مجموعه‌ي عظيم، در اين حركت عظيم او چه‌كاره است؟ جايگاهش كجا است؟ شأنش چيست؟ براي خودش نقش تعريف بكند؛ ما بايد اين‌جور فرزندانمان را تربيت بكنيم. دانش‌آموز، در مدرسه به‌وسيله‌ي شماها تربيت ميشود؛ بايد داراي حسّ مسئوليّت تربيت بشود؛ داراي روحيّه‌ي آزادانديشي تربيت بشود؛ راستگو تربيت بشود؛ بلندهمّت تربيت بشود؛ شجاع، فداكار، پاك‌دامن، پرهيزكار؛ نسل تربيت‌شونده‌ي در اختيار شما، بايد با اين خصوصيّات تربيت بشوند؛ افق ديد اينها است.

 خب در اين عرصه‌ يك جنگ بزرگي وجود دارد؛ عزيزان من، جوانهاي هوشمند و پُرانگيزه و مؤمن كه در اين مجموعه جمع شده‌ايد، و همه‌ي كساني كه در مجموعه‌ي تعليم و تربيت ميخواهند نقش ايفا كنند! اين جنگ را جدّي بگيريد؛ الان يك جنگ وجود دارد. يك عدّه‌اي ميخواهند لالايي بخوانند كه ما خوابمان ببرد و نفهميم دشمن مشغول چه كاري است. در عرصه‌ي تربيت انسانهاي والا، انسانهاي باهمّت، انسانهاي رشيد و شجاع، انسانهاي باهدف -در عرصه‌ي اين تربيت مهم، اين كار عظيم- يك جنگي برپا است؛ يك عدّه‌اي ميخواهند درست عكس اين تحقّق پيدا بكند و جوان مؤمن، جوان مسلمان، جوان ايراني با اين خصوصيّات پرورش پيدا نكند. از راه‌هاي مختلف دارند تلاش ميكنند. اين مسئله‌ي هويّتي كه بنده مكرّر روي آن تكيه ميكنم، ناظر به اين مسئله است. دانش‌آموز ما بايستي با احساس هويّت ملّي رشد كند و تربيت پيدا كند و بزرگ بشود و پيش برود. وقتي يك جوان احساس هويّت كرد، از انحراف، از خيانت، از سستي و تنبلي پرهيز خواهد كرد. عمده‌ي اين اشكالاتي كه گاهي پيش مي‌آيد به‌خاطر اين است كه آن احساس هويّت حقيقي، احساس هويّت ملّي در يك انسان وجود ندارد. وقتي احساس هويّت وجود نداشت، ديگران ميتوانند او را به اين سمت و آن سمت [بكشند]:
ميكشد از هرطرف چون پَر كاهي مرا
وسوسه‌ي اين و آن، دمدمه‌ي خويشتن
احساسات هست، غرايز هست، انگيزه‌هاي دروني هست، شيطانِ هواي نفس ما هست؛ از بيرون هم ده‌ها دست ما را به اين سمت و آن سمت ميكشد؛ آن چيزي كه نميگذارد ما منحرف بشويم، پايبندي ما است، احساس هويّت ما است؛ جوان را اين‌جوري بايد تربيت كنيد؛ شماها بايد تربيت كنيد.

 ما خوشبختانه در محيط زندگي خودمان امروز الگو داريم، الگوهاي برجسته‌اي داريم. ما ديگر امروز دچار فَقدِ الگو نيستيم كه برويم سراغ فلان آدم تاريخي بيگانه؛ امروز در زندگي خودمان، جلوي چشم خودمان [الگو داريم]. شهداي هسته‌اي ما يكي از الگوهاي بزرگند؛ شهيد چمران يك الگو است؛ شهيد چمران يك دانشمند به معناي واقعي كلمه بود؛ دانشمند بود، درس‌خوانده و تحصيل‌كرده بود امّا يك مبارز واقعي، يك مجاهد واقعي هم بود، به معناي واقعي كلمه؛ شهيد آويني يك الگو است؛ شهيد حججي يك الگو است. ببينيد؛ از انواع و اقسام الگوها در اختيار ما است. اين برادر عزيزمان خيلي خوب اينجا بيان كردند؛ گفتند الگوي من، معلّم كلاس اوّلم بود امّا حالا الگوي من حججي است؛ بله، از اين الگوها ما داريم؛ با شجاعت، با شهامت، با احساس مسئوليّت، با قدرت، با عزّت در مقابل دشمن مي‌ايستد براي اينكه به اهداف والاي بزرگ جامعه‌ي خود و نظام خود كمك كند؛ نه براي شخص خود. اينها در يك دعواي شخصي از بين نرفتند؛ شهيد شهرياري و شهيد علي‌محمّدي و احمدي‌روشن و ديگران، در مسائلِ براي افتخار و سربلندي ملّت حركت كردند و پيش رفتند؛ اينها الگويند؛ ما در جامعه‌ي خودمان، جلوي چشم خودمان، در زمان خودمان اين الگوهاي عزيز را داريم.

 يك نكته‌ي ديگر، مسئله‌ي علم نافع است. در تعليم و تربيت كشور، علمِ سودمند، دانشِ سودمند بايد تعقيب بشود. اينكه شما ميگوييد «آموزش و پرورش اصلاح بايد گردد»،(5) يكي از موادّ مهمّ اصلاحي، همين است كه دانشي كه در اينجا تعليم داده ميشود، دانش سودمند باشد؛ اين جوان بتواند از اين دانش، براي بهبود زندگي خود و جامعه‌اش و پيرامونيانِ خود استفاده كند؛ علم نافع اين است. علم نافع، آن [علمي] است كه ما را به اهدافمان نزديك كند، حركت ما را آسان كند، ما را پيش ببرد؛ علم نافع اين است. آن چيزهايي كه در ما روحيه‌ي حركت ايجاد ميكند، ما را شكوفا ميكند، ظرفيّتهاي ما را به فعليّت ميرساند، اينها علم نافع است. البتّه يكي از علوم نافع، آگاهي از تجربه‌هاي ملّي و افتخارات كشور و عبرتها و درسهاي تاريخ است كه اين هم جزو علوم نافع است. علم نافع آن چيزي است كه ظرفيّتهاي ما را شكوفا بكند؛ اين هم يك نكته.

 در مورد دستگاه آموزش و پرورش؛ دوستان گفتند، در آن جلسه‌اي هم كه قبل از اين جلسه بوديم،(6) هم دوستان گفتند، هم بنده گفتم كه دستگاه آموزش و پرورش يكي از معدود دستگاه‌هاي درجه‌ي يك در پيشرفت كشور و نيازهاي كشور است؛ دستگاه آموزش و پرورش خيلي مهم است. اين بخش از وظايف تعليم و تربيت، به عهده‌ي دستگاه آموزش و پرورش است؛ ما نميتوانيم به آموزش و پرورش مثل يك اداره‌ي معمولي در رديف ادارات ديگر نگاه كنيم؛ اينجا مسئله‌اش، مسئله‌ي ويژه است.

 خب، آموزش و پرورش يك فرصتي در اختيار دارد كه هيچ دستگاه ديگري اين فرصت را ندارد؛ اين فرصت عبارت است از آن دوازده سال؛ اين دوازده سالي كه كودكان ما، نوجوانان ما در دوره‌ي دبستان و دبيرستان طي ميكنند؛ در اختيار آموزش و پرورش است؛ در اختيار هيچ دستگاه ديگري يك‌چنين فرصت گران‌بهايي وجود ندارد؛ اين فرصت، بهترين فرصت براي انتقال ارزشها و انتقال درست و جامع آرمانهاي انقلابي و ملّي ما است؛ اين فرصت، براي نهادينه كردن هويّت ملّي در كودكان ما و مردان و زنان آينده‌ي ما، يك فرصت بي‌نظيري است؛ اين در اختيار آموزش و پرورش است. هم انديشه در اين دوازده سال شكل ميگيرد، هم انگيزه شكل ميگيرد؛ جهت حركت زندگي -انگيزه‌ها، آرمانها، جهت‌گيري‌ها- در وجود جوان ما و نوجوان ما، در همين دوازده سال به بركت حضور در كلاسهاي درس و شنيدن از معلّمين و بودن در محيط مدرسه شكل ميگيرد. ببينيد اين چقدر اهمّيّت دارد؛ يعني آينده‌ي كشور مربوط به همين دوازده سالِ جوانان ما است.

 خب، دستگاه آموزش و پرورش احتياج به نوسازي دارد؛ شماها هم شعار داديد، گفتيد كه بايد اصلاح شود. بله، حتماً احتياج دارد به نوسازي؛ چون، هم فرسوده است، هم آن روزي هم كه تازه به‌ وجود آمد داراي عيوبي بود. در آموزش و پرورشِ ما همان روزي هم كه تازه بود و اين‌جور فرسوده و كهنه و زمان‌گذشته و آسيب‌ديده نشده بود، عيوب اساسي‌اي وجود داشت كه همان عيوب هم تا امروز باقي مانده. وسيله‌ي اين تحوّل، در درجه‌ي اوّل عبارت است از «سند تحوّل»؛(7) اين سند تحوّل آماده است. وزير محترم اشاره كردند به تلاشهايي كه دارند انجام ميدهند براي اين كار؛ به نظر من اين تلاشها جزو واجب‌ترين كارها است. آن‌طور كه به من گزارش شده است، تاكنون كمتر از ده درصد از امكان تحقّق اين سند و از محتواي اين سند، تحقّق پيدا كرده؛ درحالي‌كه چند سالي ميگذرد از تصويب اين سند. خيلي كم كار شده در اين زمينه؛ بايد كار بشود. سند يك نوشته‌ي روي كاغذ است؛ بايد تحقّق پيدا كند. البتّه تهيّه‌ي اين سند يك ضرورت حياتي بود كه انجام شد و محتواي سند هم آن‌طوري كه صاحب‌نظران آموزش و پرورش ابراز كردند -كه بسياري هم خودشان دست‌اندركار تهيّه‌ي اين سند بودند- آن‌طوري كه آنها اظهار كردند، سند از لحاظ تخصّصي، از لحاظ حرفه‌اي سطح خيلي بالايي دارد؛ بسيار محكم و متقن و مطلوب است؛ خب بايد تحقّق پيدا كند. آنچه من مطالبه ميكنم و توقّع دارم از دستگاه آموزش و پرورش، اين است كه زمان‌بندي كنيد؛ يك زماني را مشخّص كنيد و بگوييد تا چه مدّتي اين سند، تحقّقِ كامل پيدا خواهد كرد. البتّه كار سختي است لكن اين كار سخت بايد انجام بگيرد؛ دستگاه‌هاي مختلف همه بايد كمك كنند به آموزش و پرورش؛ همه بايد كمك كنند. يك بخش مربوط به همين دانشگاه فرهنگيان و دستگاه‌هاي گوناگون تربيت معلّم است -كه حالا عرض خواهم كرد- يك بخش هم مربوط به درون خود آموزش و پرورش است؛ بايد مقدّمات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري اين كار را آماده كنند؛ زمان‌بندي را مشخّص بكنند و اين كار، ان‌شاءالله به‌صورت واقعي انجام بگيرد؛ مهم‌ترين اقدام در كار تعليم و تربيت عمومي كشور اين است.

 يكي از كارهايي كه بايد انجام بگيرد، [اين است كه] بدنه‌ي آموزش و پرورش با اين سند تحوّل آشنا بشوند. آن‌طوري كه به بنده گزارش شده، اغلب بدنه‌ي آموزش و پرورش از اين سند [فقط] نامي شنيده‌اند، نميدانند اين سند [چيست]؛ اين سند را به نحو مناسبي معرّفي كنيد، آشنا بشوند، سند را ببينند، بخوانند، بدانند؛ خود اين، كمك خواهد كرد به اينكه اين [سند] تحقّق پيدا بكند، چون تحقّق سند بدون كمك بدنه‌ي آموزش و پرورش ممكن نيست. آن كساني، آن جمعي كه بايستي سند را عملاً پياده كنند و محقّق بكنند، بدنه‌ي آموزش و پرورش هستند؛ آنها را آشنا كنيد.

 يك نكته‌ي ديگر در مورد آموزش و پرورش، مسئله‌ي معاونت پرورشي است كه بنده در دوره‌هاي قبل و همچنين در اين دوره، روي اين مسئله تكيه كردم، تأكيد كردم؛ بايد جدّي بگيريد اين مسئله را. خب وزير محترم، باانگيزه و بانشاط و آماده‌ي به كار هستند؛ اين كار را بايد جدّي بگيرند. مسئله‌ي معاونت پرورشي در خود آموزش و پرورش، بسيار امر مهمّي است؛ پرورش خيلي مهم است و راه‌هاي پرورش هم راه‌هاي علمي مهمّي است.

 مسئله‌ي بعدي هم در مورد تعليم و تربيت، همين توجّه به تيزهوشان و نخبگان است؛ خب بحثهايي هست؛ مقامات مسئول بايستي به‌صورت همه‌جانبه به اين مسئله نگاه كنند. مسئله‌ي سمپادها يا هر شيوه‌ي ديگري را كاملاً حرفه‌اي، با ملاحظه‌ي جوانب مختلف بسنجند؛ كاري كنند كه تبعيضي به ‌وجود نيايد، مشكلاتي به ‌وجود نيايد، دلّال‌بازي‌ها درست نشود و مسئله‌ي تيزهوشان به معناي واقعي كلمه دنبال بشود.

 و آخرين مسئله‌ي در اين بخش از عرايض من، مسئله‌ي سند انحرافي 2030 است. سال گذشته(8) بنده رسماً علناً قاطعاً منع كردم از اينكه اين كار انجام بگيرد؛ مسئولين آموزش و پرورش استقبال كردند، دنبال كردند؛ منتها بنده شنيده‌ام در بخشهاي مختلفي، اجزاي سند 2030 دارد تحقّق پيدا ميكند؛ اين معنايش اين است كه اختيار مهم‌ترين مسئله‌ي كشور در دست ديگران باشد. غير از اين محتواي 2030 -كه در آن البتّه مسائل انحرافي وجود دارد كه ترديدي در آن نيست- كه اگر همه‌ي آن هم درست بود، معنا نداشت كه يك كشوري مثل ايران، با اين فرهنگ، با اين سابقه، با اين نظام مقتدر و عزيز اسلامي، برنامه‌هاي آموزش ‌و پرورشي خود را و سند آموزش خود و پرورش خود را از ديگراني كه نشسته‌اند و با اغراض گوناگون -حالا يا اغراض سياسي يا اغراض گوناگون فاسد ديگر- يك چيزي تهيّه كردند، از آنها بگيرد؛ چنين چيزي معني ندارد.(9) خدا خيرتان بدهد؛ خب راهش اين است كه هم نميريد، هم 2030 را نپذيريد؛ بهترش اين است!(10)

 راجع به مسئله‌ي دانشگاه فرهنگيان و مسئله‌ي تربيت‌معلّم؛ امروز مهم‌ترين نياز آموزش و پرورش كشور، معلّم است؛ مهم‌ترين نياز، معلّم است. اين دانشگاه و دانشگاه شهيد رجائي و هر نقطه‌اي كه تربيت‌معلّم بر آن صدق ميكند، بايستي هم كمّاً، هم كيفاً توسعه پيدا كند. آقايان گفتند و بنده هم اطّلاع دارم كه تا چهار سال ديگر، تعداد انبوهي از معلّمين -تعداد كثيري- وارد بازنشستگي ميشوند و آن كساني كه از اين دانشگاه‌ها، [يعني] دانشگاه فرهنگيان و دانشگاه شهيد رجائي، تحويل داده ميشوند به آموزش و پرورش، بسيار بسيار كمتر از آن مقداري هستند كه از آموزش و پرورش خارج ميشوند؛ اين يك بحران است براي آموزش و پرورش؛ نبايد چنين اتّفاقي بيفتد. البتّه گفته ميشود كه از بيرون كساني را ميگيرند، [ولي] آن يك عمل اضطراري است و در صورت ناچاري و اضطرار البتّه اشكال ندارد؛ علي‌الاصول هم يك كارِ درستي نيست؛ معلّمي يك حرفه‌ي فنّي است، يك كار هنري است؛ يادگرفتن لازم دارد؛ اينجا شما معلّمي را ياد ميگيريد؛ آن كه در فلان دانشگاه ديگر درس خوانده، او اين معلومات شما را كه در اينجا ياد گرفته‌ايد ندارد؛ چطور ميخواهد معلّمي كند؟ مراكز تربيت معلّم -كه مهم‌ترينش فعلاً دانشگاه فرهنگيان است- مركز ثقل اصلي نظام آموزش و پرورش كشورند و در مورد اين دانشگاه كوتاهي شده. [طبقِ] آنچه بنده اطّلاع دارم و به من گزارش شده، اين دانشگاه، هم از لحاظ نيروي انساني -معلّم، استاد- دچار كمبود است، هم از لحاظ بودجه دچار كمبود است، [هم] از لحاظ فضاي آموزشي دچار كمبود است. وزارت علوم، سازمان مديريّت، سازمان امور استخدامي، هركدام به نحوي بايستي همكاري كنند، كمك كنند؛ اين مشكلات بايد برطرف بشود. البتّه دوستان، هم اينجا ذكر كردند، هم در آن جلسه‌ي قبلي گفتند كه از بنده انتظاراتي دارند؛ بنده آماده هستم و هر كاري كه از من بربيايد و بتوانم انجام بدهم و در اختيار بنده باشد، قطعاً انجام ميدهم؛ براي اينكه اين مسئله را جزو مسائل درجه‌ي اوّل كشور ميدانم و مي‌شناسم.

 سهميه‌ي جذب هيئت علمي بايد افزايش پيدا كند كه اين به‌عهده‌ي سازمان امور استخدامي است. اساتيد اينجا هم بايستي از لحاظ خصوصيّات فكري و علمي، جزو شاخص‌ترين‌ها باشند؛ تديّن؛ سطح بالاي دانش؛ روحيه‌ي انقلابي؛ انطباق با معيارهاي سند تحوّل؛ نميشود كه ما سند تحوّل را تنظيم كنيم و دنبال تحقّقش باشيم، [امّا] آنجايي كه اساسي‌ترين و محوري‌ترين مركز آموزش و پرورش است، از خصوصيّات و معيارها و شاخصها و اندازه‌هاي سند تحوّل دور باشد؛ اين امكان ندارد. هسته‌هاي گزينش در اين زمينه هيچ مسامحه(11) نكنند؛ اساتيد برجسته، اساتيد خوب و البتّه استاد تمام‌وقت [گزينش كنند]. و من توصيه ميكنم همه‌ي اساتيد اينجا را و همچنين دانشجويان را كه با آثار شهيد عزيزمان، شهيد مطهّري -كه روز معلّم با نام او آميخته شده است- اُنس پيدا كنند؛ هرچه ميتوانيد با اين آثار اُنس پيدا كنيد. سالهاي متمادي از حيات بابركت شهيد مطهّري گذشته است امّا خون مطهّر او و شهادت او، امضاي حرفهاي او است؛ صادق بود، راست گفت، خوش‌فكر و بااستعداد و قويِ از لحاظ فكري بود و بحمدالله ميراث خوبي از خود به يادگار گذاشته كه تا امروز همچنان مورد استفاده است. خب، در اين زمينه‌ي تعليم و تربيت و در زمينه‌ي دانشگاه فرهنگيان، عرايضي را عرض كرديم و گذشت.

 
 
 
 
 
 
دو مسئله‌ي كوتاه ديگر را بايد عرض بكنم: يكي مسئله‌ي آمريكا است، يكي مسئله‌ي برجام است. خب ديشب شنيديد، رئيس‌جمهور آمريكا حرفهايي زد، حرفهاي سخيف و سبُكي زد؛ شايد بيش از ده دروغ در حرفهاي او بود؛ هم حرف زد [درباره‌ي] مسئله‌ي خروجشان از برجام، هم ملّت ايران را و نظام جمهوري اسلامي را تهديد كرد: «چنين ميكنيم، چنين ميكنيم، چنين ميكنيم»، كه بنده از طرف ملّت ايران عرض ميكنم: آقاي ترامپ! شما غلط ميكنيد.

 درست توجّه كنيد، التفات كنيد! دلم ميخواهد شما جوانها و همه‌ي كساني كه اين حرف را بعداً خواهند شنيد، درست توجّه كنند، دقّت كنند؛ چون يكي از مسائل مهمّ نقد و امروز ما است؛ مسئله‌ي آمريكا يك مسئله‌ي جدّي است. آمريكا با ما دشمن است؛ اين دشمني هم با شخص اين حقير يا با شخص سردمداران نظام نيست، با مجموعه‌ي نظام اسلامي است كه امروز ملّت ايران، اين نظام را پذيرفته و در راه او دارد حركت ميكند؛ اين دشمني يك چنين دشمني‌اي است. مخصوص اين شخص هم نيست؛ دولت آمريكا و نظام آمريكايي، از آغاز پيدايش جمهوري اسلامي با او دشمن بود و بد بود و در صدد براندازي بود. حتّي دولت قبل -دولت اوباما- كه هم در نامه به بنده، هم در اظهارات ميگفتند كه ما در صدد براندازي نيستيم، دروغ ميگفتند؛ آنها هم در صدد براندازي بودند؛ براندازي نظام جمهوري اسلامي؛ مسئله‌ي برجام و اين حرفها بهانه است. ببينيد، آن وقتي كه مسئله‌ي هسته‌اي و تحريمها شروع شده بود، بودند كساني از معاريف اين كشور و مسئولان سطح بالا كه به بنده مراجعه ميكردند و ميگفتند «شما چه اصراري داريد كه روي اين مسئله‌ي هسته‌اي مي‌ايستيد؟ چه اصراري داريد؟ خب آمريكايي‌ها بهانه‌گيري ميكنند، بدجنسي ميكنند، خباثت ميكنند؛ بگذاريد كنار، خودمان را راحت كنيم»؛ اين را به من ميگفتند. البتّه اين حرف غلط بود چون مسئله‌ي هسته‌اي، نياز كشور است؛ اين را من بارها گفته‌ام؛ ما تا چند سال ديگر احتياج داريم بيست هزار مگاوات برق هسته‌اي داشته باشيم؛ اين محاسبه‌ي مسئولان ذي‌ربطِ كشور است؛ نياز به اين داريم؛ خب از كجا [بياوريم]؟ آن روزي كه ما نياز پيدا كرديم، ميگويند شما امروز نفت داريد؛ خب اين نفت ابدي كه نيست؛ آن روزي كه اين نفت در اختيار اين كشور نبود يا با اين شدّت و فراواني نبود، آن‌وقت ما بايد تازه شروع كنيم به دنباله‌ي انرژي هسته‌اي و امكانات هسته‌اي؟ آن روز بايد شروع كنيم؟ نسلهاي آن روز، ما را لعنت نخواهند كرد كه آن وقتي كه شما بايد شروع ميكرديد، شروع نكرديد؟ اين حرف غلط بود كه «ما چه احتياجي داريم»؛ چرا، احتياج داريم. حالا گيرم احتياج نداشتيم؛ بنده به آنها ميگفتم مسئله‌ي ايرادگيري آمريكا و تحريمهايي كه عليه ما اعمال ميكنند و دشمني‌اي كه با ما ميكنند، مربوط به انرژي هسته‌اي نيست، اين بهانه است؛ اين را اگر گذاشتيم كنار، يك بهانه‌ي ديگر پيدا ميكنند و همين دشمني را ميكنند. ميگفتند «نه آقا اين‌جوري نيست»؛ حالا ملاحظه كرديد كه اين‌جوري است. مسئله‌ي انرژي هسته‌اي را ما در برجام به شكلي كه مخالفين ما ميخواستند، زير بار رفتيم و قبول كرديم امّا دشمني‌ها تمام نشد؛ مسئله‌ي حضور ما در مناطق خاورميانه را مطرح ميكنند، مسئله‌ي موشك را مطرح ميكنند. شما اگر فردا اعلام كنيد كه ما ديگر موشك درست نميكنيم يا بيشتر از فلان مقدار بُرد، موشك توليد نميكنيم، اين قضيّه [هم] تمام خواهد شد امّا يك قضيّه‌ي ديگر درست خواهد شد، يك موضوع ديگر را مطرح ميكنند. دعوا، دعواي بنيادي است؛ با نظام جمهوري اسلامي مخالفند.

 خب، حالا چرا مخالفند با نظام جمهوري اسلامي؟ علّت مخالفت با نظام جمهوري اسلامي اين است كه جمهوري اسلامي آمد دستِ سلطه‌ي آمريكايي را از كشور كوتاه كرد؛ همه‌ي مسئله اين است. آمريكايي‌ها بر يك كشوري با ثروت، با امكانات و در موقعيّت راهبردي حسّاس جغرافيايي مثل ايران، به‌طوركامل مسلّط بودند؛ انقلاب و جمهوري اسلامي آمدند دست اينها را كوتاه كردند؛ اينها ميخواهند انقلاب و جمهوري اسلامي را نابود كنند به‌خاطر اين؛ ميخواهند تسلّط داشته باشند؛ همچنان‌كه بر بسياري از كشورهاي منطقه متأسّفانه تسلّط دارند. آنها ميخواهند دستور بدهند «بايد اين كار را بكنيد» و حاكم فلان كشورِ اين منطقه‌ي حسّاس، «بايدِ» آنها را روي چشم بگذارد و قبول بكند! آنها اين را ميخواهند. توجّه بفرماييد! اينها نكته‌ي مهمّي است؛ مسئله، مسئله‌ي احساسات نيست؛ مسئله، مسئله‌ي اين نيست كه انسان ناگهان به‌خاطر يك حادثه‌ي دفعي مثلاً فرض كنيد موضع‌گيري بكند؛ مسئله، مسئله‌ي اساسي و ريشه‌اي است؛ اينها نوكر لازم دارند؛ جمهوري اسلامي عزّت خود را به رخ اينها كشيده و اينها نميتوانند تحمّل كنند. آنها ميخواهند حكّامي وجود داشته باشند كه پولشان را بگيرند، از امكاناتشان استفاده كنند، دستور آنها را اطاعت بكنند، هروقت هم كه آنها ميل داشتند اينها عوض بشوند؛ مثل اينكه يك روزي انگليس‌ها همين نقش را در منطقه داشتند، يك روز رضاخان را آوردند، يك روز هم رضاخان را به دلايلي مايل بودند ببرند و بردند و پسرش را سر جايش گذاشتند؛ آنها اين را ميخواهند. متأسّفانه در كشورهاي خليج‌فارس، در كشورهاي منطقه‌ي غرب آسيا، اين حالت در بسياري از [اين] كشورها وجود دارد؛ اينها در مقابل آمريكا خاضعند، خاشعند؛ انسان چه بگويد: مثل عبد ذليل!

 همين دو سه روز قبل از اين، ترامپ يك نامه‌اي نوشته است به رؤساي كشورهاي خليج‌فارس -كه به اين نامه ما توانستيم دست پيدا كنيم و ببينيم- و در اين نامه به اينها ميگويد كه بايد همه‌تان متّفق بشويد، بايد اين كار را بكنيد، بايد آن كار را بكنيد، من هفت تريليون دلار اينجا خرج كرده‌ام براي شما. مردك! هفت تريليون دلار شما براي اينها خرج كردي! هفت تريليون دلار خرج كردي براي اينكه بر عراق مسلّط بشوي، بر سوريه مسلّط بشوي؛ خب نتوانستي؛ به درك! ميگويد بايد اين كار را بكنيد، اين كار را بكنيد، اين كار را بكنيد؛ [در جملاتش] «بايد» دارد! به همه‌ي اين رؤسا هم اين نامه را نوشته و فرستاده. اينها ميخواهند به جمهوري اسلامي هم «بايد» بگويند؛ چون نميتوانند، [لذا] دشمنند و ميخواهند آن را بردارند؛ دعوا [سرِ] اين است. ملّت ايران، يك ملّت مستقلّي است، ملّت عزيزي است. حكّام گذشته‌ي اين ملّت -پادشاهان دوران قاجار و پادشاهان پهلوي- عزّت اين ملّت را گرفتند، اين ملّت را ذليل كردند، عقب نگه داشتند، زير بار تحميل قدرتها بردند، [لذا] اينها عادت كردند و دلشان ميخواهد كه همين قضيّه اتّفاق افتاده باشد. حالا اسلام -جمهوري اسلامي، نظام اسلامي، انقلاب اسلامي- آمده اين ملّت را به عزّت خودش برگردانده، اين ملّت ايستاده‌اند، اينها نميتوانند تحمّل كنند؛ دعوا سرِ اين است. اين‌جوري خيال نكنند كه «آقا شما چه اصراري داريد كه سرِ فلان قضيّه مي‌ايستيد»! كه مي‌آمدند بعضي‌ها به ما ميگفتند؛ خدا از سر تقصيراتشان بگذرد.

 خب، اين مسئله‌ي آمريكا است. بنابراين آنچه اتّفاق افتاده است، يعني رفتارهاي زشت و سخيف اين رئيس‌جمهور كنوني آمريكا، هيچ خلاف انتظار ما نيست؛ اينها كارهايي است كه از اوّل هم ميكردند؛ در دوران دولت گذشته‌ي آمريكا يك‌جور بود، حالا يك‌جور است؛ دوران قبل از او -دوران بوش پسر- يك‌جور بود؛ در هر دوره‌اي يك‌جوري اينها خباثتهاي خودشان را، دشمني‌هاي خودشان را، مَلعَنَت(12) خودشان را نشان دادند نسبت به ملّت ايران و ملّت ايران هم با قدرت در مقابل همه‌ي اينها ايستاده. خيلي‌ از آنها استخوانهايشان هم خاك شد، بدنشان هم در زير خاك خوراك كرم و مور و مار شد، [امّا] جمهوري اسلامي بحمدالله با قدرت سينه سپر كرده ايستاده؛ اين آقا هم بدنش خاك خواهد شد، خوراك مار و مور خواهد شد، جمهوري اسلامي همچنان خواهد ايستاد. اين راجع به آمريكا.

 امّا راجع به برجام؛ خب، بنده از روز اوّل بارها و بارها گفتم به آمريكا اعتماد نكنيد! هم در جلسات خصوصي اين را گفتم، هم در جلسات عموميِ مردمي گفتم؛ در جلسات خصوصي بيشتر هم اين را گفتم؛ گفتم به اينها اعتماد نكنيد؛ اگر ميخواهيد قرارداد ببنديد، تضمين‌هاي لازم را فراهم بكنيد، بعد صحبت كنيد، بعد قرارداد ببنديد، بعد امضا كنيد؛ به حرفِ اينها اعتماد نكنيد. يكي از چيزهايي كه بنده آن‌وقت، بخصوص روي آن تصريح كرده بودم اين بود كه گفتم ما اين قرارداد را قبول ميكنيم به اين شروط -چند شرط بود- يكي از شرط‌ها اين بود كه گفتيم رئيس‌جمهورِ وقتِ آمريكا بنويسد و امضا كند كه تحريمها برداشته شد؛ اين جزو شرايط ما بود، جزو شرايط بنده بود؛ خب، مسئولين محترم زحمت كشيدند، تلاش كردند، عرق ريختند، [ولي] نتوانستند و اين نشد و نتيجه‌اش اين است كه داريد مشاهده ميكنيد: دو سال، دو سال‌ونيم گذشته است، ما به همه‌ي تعهّدات عمل كرده‌ايم، اين مردك مي‌آيد بيرون و ميگويد كه من قبول ندارم و خارج ميشوم و چنين ميكنم و چنان ميكنم.

 حالا گفته ميشود كه برجام را ميخواهيم با اين سه كشور اروپايي ادامه بدهيم؛ من به اين سه كشور هم اعتماد ندارم. من ميگويم به اينها هم اعتماد نكنيد؛ [اگر] ميخواهيد قرارداد بگذاريد، تضمين به دست بياوريد -تضمين واقعي، تضمين عملي- وَالّا فردا اينها هم همان كاري را خواهند كرد كه آمريكا كرد، [امّا] به يك شيوه‌ي ديگر. روشهاي سياسي و ديپلماسي، روشهاي ويژه‌اي است؛ گاهي لبخند ميزنند و در حال لبخند، خنجر را تا دسته در سينه‌ي انسان فرو ميكنند؛ ديپلماسي اين است ديگر؛ با اخلاق خوش، با تعريف و تمجيد كه «بله شما خيلي خوبيد، شما آقاييد، ما ميدانيم شما قرارداد را به هم نميزنيد،»! اگر چنانچه توانستيد تضمين از آنها بگيريد به‌طوري كه بشود اعتماد كرد، خب اشكالي ندارد، حركتتان را ادامه بدهيد؛ اگر نتوانيد چنين تضمين قطعي‌اي را بگيريد -كه بنده هم بسيار بعيد ميدانم كه بتوانيد تضمين بگيريد- آن‌وقت ديگر نميشود اين‌جوري حركت كرد و اين‌جوري ادامه داد.

 مسئله بسيار حسّاس است. امروز مسئولين كشور در معرض يك آزمون بزرگند؛ آيا حفظِ عزّت و اقتدارِ اين ملّت عزيز را خواهند كرد يا نه؟ بايد عزّت اين ملّت تأمين بشود، منافع ملّت بايد تأمين بشود به معناي واقعي كلمه، كه خب حالا خوشبختانه مسئولين هم بر روي حفظ منافع ملّي تكيه كردند و گفتند بايد منافع ما تأمين بشود؛ بله، بايد تأمين بشود منتها براي تأمين منافع، به حرفِ فلان رئيس و فلان نخست‌وزير و فلان صدراعظم اعتماد نكنيد؛ حرف اينها اعتباري ندارد؛ امروز يك چيزي ميگويند، فردا يك‌جور ديگري عمل ميكنند؛ هيچ رودربايستي هم ندارند، خجالت هم اصلاً نميكشند. متأسّفانه در عالم ديپلماسي چيزي كه وجود ندارد اخلاق انساني است؛ بخصوص اين غربي‌ها، اروپايي‌ها كه هيچ اصلاً اخلاق را در ارتباطات گوناگون ديپلماسي و امثال اينها، بو نكرده‌اند؛ فقط صرفاً بر طبق منافع خودشان فكر ميكنند و حركت ميكنند و نقشه ميكشند. با اينها بايد با دقّت رفتار كرد، عاقلانه بايد رفتار كرد. بنابراين عزّت ملّت بايد حفظ بشود، منافع ملّت بايد حفظ بشود؛ به معناي واقعي هم حفظ بشود، اعتماد هم نشود.

 و من به شما عرض بكنم: عزيزان من، جوانان، فرزندان من! من آينده را متعلّق به شما ميبينم؛ من ترديد ندارم آينده‌ي اين كشور از امروز بمراتب بهتر خواهد بود، در جهت نظام اسلامي و در جهت اسلام و ارزشهاي اسلامي.(13) ان‌شاءالله كه خداوند اين آمادگي را در شماها حفظ كند، به شما و ما ثبات قدم بدهد و ان‌شاءالله عاقبت همه‌ي ما را خير كند و ما را با كساني‌كه دوستشان داريم -شهداي عزيزمان، امام بزرگوارمان- در دنيا و آخرت محشور كند و قلب مقدّس وليّ‌عصر را از ما راضي كند.
 
والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته
 
1) در ابتداي اين ديدار -كه در محلّ دانشگاه فرهنگيان برگزار شد- آقاي سيّدمحمّد بطحائي (وزير آموزش و پرورش) گزارشي ارائه كرد و تعدادي از معلّمان به بيان مطالب و ديدگاه‌هاي خود پرداختند.
2) ازجمله، صحيفه‌ي امام، ج 8، ص 91
3) سوره‌ي بقره، بخشي از آيه‌ي 129؛ «... و كتاب وحكمت به آنان بياموزد ...»
4) نهج‌البلاغه، خطبه‌ي 3‌
5) اشاره به شعار حضّار
6) بيانات در ديدار جمعي از مسئولان وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگيان (1397/2/19)
7) سند تحوّل بنيادين آموزش و پرورش، در سال1390 به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد.
8) بيانات در ديدار جمعي از معلّمان، فرهنگيان سراسر كشور و دانشجويان دانشگاه فرهنگيان (1396/2/17)
9) شعار حضّار: «معلّم ميميرد، 2030 نميپذيرد»
10) خنده‌ي معظّمٌ‌له و حضّار
11) اهمال، سهل‌انگاري
12) بدذاتي، شرارت
13) شعار حضّار: «اي رهبر ‌آزاده، آماده‌ايم آماده»
 
منبع: دفتر نهاد نمايندگي رهبري تعداد بازدید: 62 تاریخ درج: 1397/02/21
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 

خراسان جنوبی -  شهرستان بیرجند - خیابان معلم -  دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی بیرجند - نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
تلفن : 20 -  05632395015  دورنگار :05632433003  کدپستی : 9717853577   صندوق پستی : 379 E-mail : nahad[@]bums.ac.ir  -    

ورود اعضا
بستن
Powered by DorsaPortal